حالت حزن به گريان شدنش مي ارزدناله ي ابر به باران شدنش مي ارزدقرصک ماه از این پنجره پنهان گشتهديدن ماه به پنهان شدنش مي ارزدخواب باران و نم چشم تو بيمارم كردگريه اما به پریشان شدنش مي ارزددر غزل ، چَشم تو را شعر جهاني كردمغزلِ چَشم تو ديوان شدنش مي ارزدآن گناهی،كه بهشت از كف من مي گيردعاقبت باز ، پشيمان شدنش مي ارزدجاده ي عشق مصیبت زده از روز ازلكوچه امشب به خيابان شدنش مي ارزدمرحمی نیست در این کلبه ی احزان غزلزخمي عشق تو درمان شدنش مي ارزدكار بیدل همه شب ذکر دعا و صلواتعشق تو روح و تن و جان شدنش مي ارزد
برچسب:
نویسنده: پرهام پاکدل
تاريخ: دوشنبه
25 بهمن
1400 ساعت: 3:07